فقط از خدا می خوام کمکم کنه. مدت زیادی هست که نبودم و همونطور که دوستانم می دونند دارم درس می خونم . در این مدت کمتر تونستم به حومه شهر برم که به ۱۲ گربه باقی ماده سربزنم. پیرمرد مهربون هم دیگه توان غذا دادن نداره و من هم از حومه دور افتادم. روزی گربه هام ۱۹ تا بودن اما حالا ۷ تا از اونها به آسمون پر کشیدن. روحشون شاد و تقدس یافته باد... موندم چه کنم؟؟؟!!! رهاشون کنم ؟ شاید شاید و اما نه آره بهتره ... نه ... ای واااااااااااااااااااااااااااااااااای اما من به روزی رسان بودن خداوند یکتا ایمان دارم اونها همینجوری نمی مونند. خدایا به تو سپردمشون. اینجای جدید هم که هر هفته یه گربه بیچاره یا از شدت برخورد با ماشینها می میره یا له شدن سر و ... امیدوارم زودتر آزاد بشم و به حیوانات کمک کنم . دوستان گلم برام دعا کنید و فراموشم نکنید.
در این عیدی که در پیشه خواهشاً کسانی که تهران هستن به گربه های بی غذاو جا غذا بدن مطمئن باشید خدا بهتون پاداشش رو می ده.
با معذرت خواهی فراوان از ژاله گلم که مدت هاست بهش زنگ نزدم و حالش رو بپرسم.


